تبلیغات
داستان های کوتاه و آموزنده - مطالب شهریور 1394
عروسک

دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟

مهمان با مهربانی جواب داد:بله.
دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
دربین اونا
یک عروسک باربی هم بود.
مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟
... و پیش خودش فکر کرد:حتما” باربی.
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید
دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم
نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.
مهمان با کنجکاوی
پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!
دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته
باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،
اونوقت دلش میشکنه ...


تاریخ : سه شنبه 17 شهریور 1394 | 04:42 ب.ظ | نویسنده : مریم شهبازی | نظرات


کتاب جام جهانی در جوادیه داستان چند نوجوان پایین شهری که به دنبال یک جای مناسب برای فوتبال های تابستان شان می گشتند که از قضا با پسر سفیر کانادا در ایران آشنا می شوند و مسابقه ای را در زمین خاکی محله شان ترتیب می دهند که این موضوع همین جا تمام نمیشود تیم های دیگری هم از کشورهای دیگر از راه می رسند مثل اسپانیا، ایتالیا، ژاپن و...چند تا از بچه های کارگر افغانی هم به این جمع اضافه می شوند و جام جهانی کوچکی در جوادیه پا می گیرد!
کتاب جام جهانی در جوادیه به خاطر قوه شخصیت پردازی بالای نویسنده اش(داوود امیریان) توصیف عالی از فضای فوتبالی داستان دارد..
برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید.


تاریخ : سه شنبه 3 شهریور 1394 | 02:41 ب.ظ | نویسنده : مریم شهبازی | نظرات

  • هاست
  • مکس گراف
  • بلاگ اسکای
  • قالب بلاگفا